جعفرجن

متن مرتبط با «خرید و فروش خودرو» در سایت جعفرجن نوشته شده است

تاریخچه تاسیس ژاندارمری کنارتخته و وقایع سال های نخستین آن؛ روایت کامل

  • نیلوبلاگ

    اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «تاریخچه تاسیس ژاندارمری کنارتخته و وقایع سال های نخستین آن» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. با توجه به ناامنی‌های گسترده و قتل و غارت بی شمار در زمان پادشاهی احمدشاه قاجار، دولت برای ایجاد یک نیروی منسجم جهت حفاظت از شهرها، آبادی‌ها، قوافل و مردم، تصمیم به تاسیس تشکیلات اس...

    ادامه مطلب
  • بکر که گنج شیر چوپونش قلعه گیره در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «بکر که گنج شیر چوپونش قلعه گیره» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. همانطور که از معنی و مفهوم این شعر بر می آید شجاعت و دلیری یک چوپون بکری را به گُنج شیر(نوعی زنبور قرمز که از دیگر زنبورها زرنگ تر و قوی تر می باشد)تشبیه کرده اند و کنایه به این است که یک چوپون بکری توانایی تسخیر و فتح یک...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از سفره ای که نان ندارد، امید ندارد:

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «سفره ای که نان ندارد، امید ندارد:» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نوشته مجتبی بهادری، منتشر شده در روزنامه طلوع مورخ ۱۲ مراد ۱۴۰۴نان در فرهنگ ایرانی، فقط خوراک نیست؛ بخشی از هویت است. از روزگاری که در حجاری‌های تخت جمشید، پادشاهان برای کارگران نان و آب در نظر می‌گرفتند تا امروز که...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از خدا را بی نهایت شکر

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «خدا را بی نهایت شکر» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. زمستون گذشته خیلی کم بارون اومد، هر چی هم مردم و آخوندا دعا کردن و نماز بارون خوندن هم فایده نداشت. تابستون هم که گرما خیلی شدید و سوزناکه. چند وقت پیش فهمیدم که آب سد ولات کم شده تا اینکه مصطفی رفت ولات رفت سر سد و فیلمش هم فرست...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از چه زود گذشت

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «چه زود گذشت» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بالاخره بعد از مدت ها فرصتی پیش اومد و برای چند روز رفتم ولات کار داشتم. پری شب هم بعد از 20 سال، شب بیرون تو حیاط خوابیدم. هوا هم خنک و مایل به سرد و آسمون هم صاف و پر از ستاره بود که انگار برای چشمک زدن با هم مسابقه گذاشته بودن. ولی شر...

    ادامه مطلب
  • بررسی قنبر چوپان

  • نیلوبلاگ

    این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «قنبر چوپان» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نوشته مجتبی بهادریدر یکی از روستاهای محروم و باصفای قدیم، جایی میان صدای جویبار و بع‌بع گوسفندان، جوانی زندگی می‌کرد به نام قنبر که دنیایش ساده‌تر از نان تنوری تازه بود. صبح‌ها با آواز خروس بیدار می‌شد، روزش را با نی چوپانی ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای شبی که فانوس ها رقصیدند

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «شبی که فانوس ها رقصیدند» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. منتشر شده در نشریه برشنگ مورخ 5 مهر 1404 شماره 801404/7/27در دل دشت آرام بلوک خشتِ شهرستان کازرون، روستایی قدیمی و کهن به نام جعفرجن خفته بود. روستایی که به دلیل موقعیت استراتژیکی خاصش و قرار گرفتن در مسیر جاده شاهی...

    ادامه مطلب
  • بررسی ساده و دوست داشتنی مثل جناب سرهنگ صابرنیا

  • نیلوبلاگ

    این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «ساده و دوست داشتنی مثل جناب سرهنگ صابرنیا» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دیشب با بچه ها تو شهر بودیم که گوشیم زنگ خورد. گوشی رو که برداشتم دیدم شماره موبایل شیراز هست و بلافاصله احساس کردم این شماره برام آشناست. بعد از سلام و علیک گفت که میشناسی منو؟؟ همزمان هم من ص...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از از کاروانسرای صفوی کنارتخته تا گروه هنری کبکاب

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «از کاروانسرای صفوی کنارتخته تا گروه هنری کبکاب» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. کنارتخته، شهری است که تاریخش را نه با هیاهو، بلکه با صبوری نوشته است. در دل سرزمینی گرم و سخت، در میان تَش بادهای داغ جنوب، جایی میان نخلستان‌ها و لایه‌های پنهان نفت، کنارتخته قرن‌ها دوام آورده؛ بی‌آنکه...

    ادامه مطلب
  • از کاروانسرای صفوی کنارتخته تا گروه هنری کبکاب

  • نیلوبلاگ

    کنارتخته، شهری است که تاریخش را نه با هیاهو، بلکه با صبوری نوشته است. در دل سرزمینی گرم و سخت، در میان تَش بادهای داغ جنوب، جایی میان نخلستان‌ها و لایه‌های پنهان نفت، کنارتخته قرن‌ها دوام آورده؛ بی‌آنکه هویت خود را از دست بدهد.نام کنارتخته، از روزگاری می‌آید که راه شاهی معنا داشت و سفر، بخشی از زیست انسان بود. در عصر صفویه، هنگامی که ایران بر محور راه‌های بازرگانی و کاروانی می‌چرخید، کاروان سرای کنارتخته ایستگاهی امن و معتبر جهت کاروانیان بود. کاروانسرای صفوی این شهر، سندی روشن از آن دوران است؛ ...

    ادامه مطلب
  • قنبر چوپان

  • نیلوبلاگ

    نوشته مجتبی بهادریدر یکی از روستاهای محروم و باصفای قدیم، جایی میان صدای جویبار و بع‌بع گوسفندان، جوانی زندگی می‌کرد به نام قنبر که دنیایش ساده‌تر از نان تنوری تازه بود. صبح‌ها با آواز خروس بیدار می‌شد، روزش را با نی چوپانی شروع می‌کرد و شب‌ها با زمرمه باد و شمردن ستاره‌ها می‌خوابید. خانه شان از گِل و چوب بود. زندگیش پر از سختی و تنگدستی بود، هرروز باید ساعت ها در گرما و سرما دنبال گوسفندان می دوید، غذایش نان و خرما و لباسش پاره و مندرس.پس از سال ها قنبر یک روز دلش هوای شهر کرد؛ شهری که نه بوی علف می‌داد، نه رنگ آسمانش معلوم بود، اما تا دلت بخواهد پر از «فرصت» بود… فرصت پول دار شدن، معروف شدن و معتبر شدن.قنبر به کمک یکی از فامیل هاش شروع به کار کردن کرد، خیلی زود لباس چوپانی رو با کت اتو کشی...

    ادامه مطلب
  • شبی که فانوس ها رقصیدند

  • نیلوبلاگ

    منتشر شده در نشریه برشنگ مورخ 5 مهر 1404 شماره 801404/7/27در دل دشت آرام بلوک خشتِ شهرستان کازرون، روستایی قدیمی و کهن به نام جعفرجن خفته بود. روستایی که به دلیل موقعیت استراتژیکی خاصش و قرار گرفتن در مسیر جاده شاهی بوشهر به شیراز همیشه شاهد و ناظر اتفاقات خاصی بوده است. در جعفرجن نه صدای ماشین بود و نه چراغ‌های پرنور خیابان. زندگی ساده می‌گذشت، اما در هر گوشه‌اش گرمای دل و بوی زندگی جاری بود. خبری از شلوغی نبود، مردم ساده و بی ریا بودن اما سادگی‌شان شیرینی داشت؛ شیرینی‌ای که امروز در ازدحام زندگی مدرن گم شده است.شب و روز معنایی متفاوت داشت. خانه‌ها ساده و کاه‌گلی بودند، با سقف‌هایی از چوب نخل و گاهی هم از چَندَل و دیوارهایی که بوی خاک باران‌خورده می‌دادند. کوچه‌ها باریک و بی‌صدا که روزهای ب...

    ادامه مطلب
  • ساده و دوست داشتنی مثل جناب سرهنگ صابرنیا

  • نیلوبلاگ

    دیشب با بچه ها تو شهر بودیم که گوشیم زنگ خورد. گوشی رو که برداشتم دیدم شماره موبایل شیراز هست و بلافاصله احساس کردم این شماره برام آشناست. بعد از سلام و علیک گفت که میشناسی منو؟؟ همزمان هم من صداشو شناختم، هم اون خودشو معرفی کرد. جناب سزهنگ علی صابر نیا بود. سال 86 پادگان آموزشی احمدبن موسی (ع) دوره آموزش سربازی بودم و این بزرگوار مربی آموزشی بود. تا چند سال پیش با هم در تماس بودیم. یکبار هم تو شیراز رفتم در خونشون و همدیگه رو دیدیم. ولی الان چند سالی بود به خاطر اینکه گوشیم عوض کرده بودم شمارش نداشتم و همیشه منتظر بودم خودش یه روزی زنگ بزنه. از چند نفر هم سراغ شمارشو گرفته بودم ولی کسی نداشت. خلاصه خیلی خوشحال شدم. بسار انسان شریف، جوانمرد، دلسوز، مهریان، جنتلمن و نجیب زاده ای هست. ...

    ادامه مطلب
  • سانحه هوایی

  • نیلوبلاگ

    دیروز هلیکوپتر حامل آقای رییسی، رییس جمهور محترم کشور و هیئت همراه در ارتفاعات ورزقان آذربایجان شرقی، دچار حادثه شد و همگی فوت شدند. + نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 10:47 توسط مجتبی بهادری  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ولات بی سید

  • نیلوبلاگ

    یکی از خوبی ها و استثناهای بکر تو بلوک خشت اینه که نه سید داریم تو ولات و نه آخوند.فکر کنم با توجه به شرایط، این دو تا دیگه هیچ وقت تو ولات ما حتی در آینده هم پیدا نشن + نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 10:58 توسط مجتبی بهادری  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • جناب آقای دکتر محمود دهقانی عزیز

  • نیلوبلاگ

    درود و صد درود خدمت دوست عزیز و فرهیخته جناب آقای دهقانی عزیزضمن تشکر و قدردانی فراوان لطفا شماره واتساپ و ایمیلت را برام بذارارادتمند و دوستدار شما مجتی بهادری + نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 10:59 توسط مجتبی بهادری  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مسیر قدیمی و راه ارتباطی بوشهر به شیراز

  • نیلوبلاگ

    مسیر شاهی شیراز بوشهر در دهه های گذشته یکی از سخت ترین و وحشتناک ترین و در عین حال پر رفت و آمدترین راه های ارتباطی جنوب کشور بوده است. این مسیر در اوایل مالرو بوده و فقط برای قوافل با حیوانات و چهارپایان قابل عبور و مرور بوده و پرت شدن و تلف شدن حیوانات هم در این کتل ها اتفاقی عادی بوده است.این مسیر شامل: بوشهر، اومخک، دالکی،کتل ملافلفلو، کتل ملو، کنارتخته، جعفرجن، چروم، کتل رودک، کتل کمارج، تنگ ترکان،برکتک، کتل دختر، کتل پیرزن، دشت ارژن و شیراز بوده است.کتل ملافلفلو: به خاطر پیچ های خیلی تند و تیز به این نام معروف شده که شامل 8 پیچ دراز خیلی خطرناک و 4 پیچ کوتاه بوده است.کتل ملو: در ابتدا کتل ملعون بود، به واسطه پیچ ها و سرابالایی های زیاد اکثر راننده ها این پیچ را لعن و نفرین میکردن، به...

    ادامه مطلب
  • خیش و پیش و میش

  • نیلوبلاگ

    گرچه این سه اصطلاح هنوز هم در بین اهالی بلوک خشت و روستای جعفرجن وجود دارد و بارها به گوش شما خورده است، ولی در قدیم پایه و اساس زندگی مردم بلوک خشت بر مبنای همین سه اصطلاح بوده است.خیش: فصل کاشت گندم و جو در وایل پاییز، آن هم با چهارپایان به امید بارش باران الهی و برداشت محصول خود در اواسط اردیبهشت بود که با مشقت فراوان و به صورت گروهی آن را جیلم می کردند و سپس در مکانی به نام جا خرمن جمع آوری می کردن و به وسیله برا آن را خرد می کردند و سپس به کمک باد دانه ها را از کاه و کلش جدا می کردند. معمولا هم موقع خرمن مهترها با ساز و نقاره سر می رسیدند و با نواختن ساز و آهنگی شاد هم لحظاتی کشاورزان و کارگران را شاد می کردند و هم سهمیه گندم یا جو خود را نیز دریافت می کردند.پیش: که همان برگ درخت نخ...

    ادامه مطلب
  • فوت سیاوش خان جنید

  • نیلوبلاگ

    همین الان متوجه شدم سیاوش خان جنید رحمت خدا رفته، چند سالی بود مریض بود و در بستر بیماری بود. انسانی بسیار شریف، بزرگ، مردمی، قوم دوست، دوست داشتنی و مورد احترام همه اهالی خشت و کنارتخته بود. روحت شاد خان سیاوش + نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 12:23 توسط مجتبی بهادری  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • آئین و سنت صفرک در جعفرجن(آخرین روز ماه صفر)

  • نیلوبلاگ

    از قدیم الایام، مردم جعفرجن به مانند سایر هم وطنان، ماه صفر را ماه حزن و اندوه و در زبان عامیانه ماهی سنگین می دونستن. نحوست ماه صفر بر هیچ کس پوشیده نبود. اعتقاد عوام بر این بود که شروع و انجام کارهایی مثل، عقد و عروسی، مسافرت، ساختن خونه و ... خوش یمن نیست و به قولی شگون و بد شانسی به همراه دارد. آنها که معتقدتر و سنتی تر بودن اگر صاحب فرزندی پسر می شدن به احترام این ماه و هم چنین برای در امان ماندن از بلا و مریضی، اسمشو صفر می ذاشتن. برای رفع قضا و بلا صدقه میدادن و خونریزی می کردن. تو هر ولاتی هم تقریبا ملایی بود که حساب و کتاب روز و ماه و سال دستش بود. با فرارسیدن غروب آخرین روز ماه صفر و هم زمان با نمایان شدن ماه    ربیع الاول،  طبق یک سنت و رسم دیرینه قدیمی ها، بساط علَ...

    ادامه مطلب