جعفرجن

متن مرتبط با «فانوس» در سایت جعفرجن نوشته شده است

ماجرای شبی که فانوس ها رقصیدند

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «شبی که فانوس ها رقصیدند» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. منتشر شده در نشریه برشنگ مورخ 5 مهر 1404 شماره 801404/7/27در دل دشت آرام بلوک خشتِ شهرستان کازرون، روستایی قدیمی و کهن به نام جعفرجن خفته بود. روستایی که به دلیل موقعیت استراتژیکی خاصش و قرار گرفتن در مسیر جاده شاهی...

    ادامه مطلب
  • شبی که فانوس ها رقصیدند

  • نیلوبلاگ

    منتشر شده در نشریه برشنگ مورخ 5 مهر 1404 شماره 801404/7/27در دل دشت آرام بلوک خشتِ شهرستان کازرون، روستایی قدیمی و کهن به نام جعفرجن خفته بود. روستایی که به دلیل موقعیت استراتژیکی خاصش و قرار گرفتن در مسیر جاده شاهی بوشهر به شیراز همیشه شاهد و ناظر اتفاقات خاصی بوده است. در جعفرجن نه صدای ماشین بود و نه چراغ‌های پرنور خیابان. زندگی ساده می‌گذشت، اما در هر گوشه‌اش گرمای دل و بوی زندگی جاری بود. خبری از شلوغی نبود، مردم ساده و بی ریا بودن اما سادگی‌شان شیرینی داشت؛ شیرینی‌ای که امروز در ازدحام زندگی مدرن گم شده است.شب و روز معنایی متفاوت داشت. خانه‌ها ساده و کاه‌گلی بودند، با سقف‌هایی از چوب نخل و گاهی هم از چَندَل و دیوارهایی که بوی خاک باران‌خورده می‌دادند. کوچه‌ها باریک و بی‌صدا که روزهای ب...

    ادامه مطلب